1-5) شرحهاي متوسط ابن رشد بر ايساغوجي فرفوريوس و قاطيغورياس، باري ارمينياس،
آنالوطيقاي اول و ثاني. اين ترجمه احتمالاً در پرونس آغاز شد، و در 1232، در ناپل به اتمام رسيد. سه كتاب اول را ياكوب مانتينو (نيمهٴ اول سدهٴ شانزدهم) از عبري به لاتيني ترجمه كرد. آناطولي تصميم داشت باقي آثار ابن رشد را هم ترجمه كند، ولي توفيق نيافت.
6) مجسطي بطليموس از عربي در حدود 1231 ـ 1235.
7) منتخب مجسطي ابن رشد. ترجمه در 1231 (يا 1235)، كه فقط همين متن عبري آن در دست است.
8) فرغاني (نيمهٴ اول سدهٴ نهم): كتاب في الحركات السماوية. ترجمهٴ عبري آن (حدود 1231 ـ 1235) ظاهراً براساس ترجمهاي لاتيني ولي با مراجعه به متن عربي صورت گرفته است.
دو ترجمهٴ لاتيني از اين كتاب وجود داشت: يكي از يوحناي اشبيلي و ديگري از ژرار كرمونايي؛ آناطولي احتمالاً از دومي استفاده كرده است. ترجمهٴ لاتيني ياكوب كريستمان(1554ـ 1613)، كه در 1590، در فرانكفورت چاپ شد، از روي ترجمهٴ عبري يعقوب آناطولي برگردانده شده بود. ترجمهٴ آناطولي در مقايسه با متن عربي داراي سه فصل اضافي است. فصل آخر (33) دربارهٴ جغرافياست و موضع برخي نقاط و طول روزها را به دست ميدهد.
ترجمهٴ رسالهٴ منطق فارابي هم به آناطولي منسوب است، چون در ضمن نسخهاي همراه با ترجمهٴ او از آثار ابن رشد به دست آمده، ولي ممكن است از مترجمان ديگري باشد، مثلاً از موسي بن تبّون.
گفته شده كه يعقوب آناطولي و مايكل اسكات همراه با يكديگر دلالة الحائرين ابن ميمون را از روي ترجمهٴ عبري حرزي به لاتيني برگرداندهاند. همچنين گفته شده است كه يعقوب (يا پسرش آنتونيو) شرح بينامي بر دلالة الحائرين نوشته است با عنوان روح بركت. اين اظهارات مقبول است، ولي مسلم نيست.
فعاليت آناطولي تصوير روشني از پيچيدگي مبادلات روزافزون لاتيني است. مثلاً ترجمهٴ كتاب فرغاني را او از روي يك ترجمهٴ لاتيني صورت داده است (و اين كتاب بار ديگر به لاتيني ترجمه شده). يهوديان غربي هر روز كمتر عربي ميدانستند و بيشتر لاتيني ميآموختند.
ج. از فارسي به عربي
¿ فصل تاريخ در ذيل.